من کلا خیلی با تغییر حال نمیکنم.هیچ وقت نکردم تقریبا همیشه ازش ترسیدم.از دیدن ادمای جدیدو رفتن به جاهای جدید معمولا دوری میکنم چون بهم استرس میده.بااین حال سعی کردم نذارم این قضیه توی روابطم اثر بذاره یا مانعم بشه که چیزای جدیدو پیدا کنم.نمیدونم چقد موفق بودم ولی میدونم معمولا فشار زیادیو تحمل میکنم تا انجامش بدم.ولی این بار اصلا اینجوری نبود سه ماه پیش احتمالا فکر میکردم قراره از جهنم بگذرم.اینکه دیدم همیشه خودم شرایط رو برای خودم سخت میکردم سورپرایزم کرد.این دفعه دیگه از عوض شدن شرایطم نترسیدم چون میدونستم اگه همون موقع نرم،دیگه هیچوقت هیچ ریسکی تو زندگیم نمیکنم و میشم کسی که میترسیدم بشم و الان که اینجام خوشحالم که فکر نیومدن رو از سرم بیرون کردم و به خودم افتخار میکنم که باادمایی که یه هفته نیست دیدمشون میرم کلاس و بحث میکنم و وقت میگذرونم و نگران نیستم و استرسم خیلی کمتر شده.همه چیز خوب نیست ولی دارم روی خودم کار میکنم و به نظرم سخت ترین قدمو برداشتم و این خوبه.
برچسب:
نویسنده: کامیار اسماعیلی