خرید بک لینک

درباره سایت

too good at goodbyes

امکانات وب

داستان تیپیک ترین حالت ممکنو داره.پسر سفید پوست دبیرستانی با ساپورتیو ترین خانواده وبهترین دوستایی که ممکنه یکی بخواد اما هنوز کام اوت نکرده و این قضیه رو راز برزگ خودش میدونه که خب نباید توی 2018 اینجوری باشه(حداقل همه جای دنیا به جز اینجا)ولی هست هنوز.هرچقدرم که یه عده پرچم رنگین کمونی بگیرن دستشون و کام اوت کنن و خودشون باشن و از بقیه حمایت کنن بازم شت اتفاق میفته و مردم اسیب میبینن و بهم اسیب میزنن و به نظرم هرقدر راجع به اینا حرف بزنیم و فیلم بسازیم و کتاب بنویسیم و به بچه هامون یادبدیم کمه.خلاصه سایمون برای یه نفر ناشناس دیگه که اتفاقا مثل خودشه ایمیل میده.

داستان روند نرمال خودشو داره تااینکه سایمون یه اشتباه میکنه،یه اشتباهی که به نظرم نه تنها وحشتناکه بلکه خیلیم احمقانس،چون اگه رازت انقدر مهمه برات نباید بذاری بقیه بو ببرن.آما این جناب خیلی خوش و خرم یادش میره ایمیلشو ببنده و یکی میاد و همه چیزو میفهمه و تینیجر ما درراستای درست کردن همه چیز به همه چیز گند میرنه.گرچه همه چیز دراخر خوب میشه ولی واقعا اینا فقط توی فیلمای کیوت و عاشقانه ممکنه،تو زندگی واقعی اعتمادی که از بین بره برنمیگرده،قلبی که بشکنه خوب نمیشه و بعضی از دوستی ها هیچوقت مثل قبل نمیشن چون معذرت خواهی ها اوضاع رو ذرست نمیکنن.

یه جایی از فیلم سایمون میگه why is straight the default? که سو ترو.ولی خب ادمیزاد عادتشه برای خودش لیبل بذاره وخودشو محدود کنه و بعد بخواد همه لیبل ها رو بریزه دور چون محدودش میکنه و ازادیشو میگیره.

انی وی کلا فیلم فان و کیوتی بود وبازیگرا تقریبا همه کیوت بودن و گرچه دلم میخواست بلو،کل پرایس(مایلز هایزر)باشه،بازم اون سکانس چرخ و فلک انقدر کیوت و چیزی بود که از سرتقصیراتشون گذشتم:))

برچسب: نویسنده: کامیار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:09

صفحه بندی